Tuesday, February 22, 2011

هر گونه توافق احتمالی پشت پرده رفسنجانی با خامنه‌ای بدون حضور نمایندگان واقعی ملت، بی اعتبار خواهد بود


نشانه‌هایی پدیدار شده است از یک آتش‌بس نانوشته و نا‌گفته بین خامنه‌ای و رفسنجانی. که امیدوارم در این مقطع حساس از تاریخ کشورمان این نتیجه‌گیری اشتباه باشد چرا که فعالان سیاسی داخل کشور و آنهایی که در خارج، پشتیبان صد در صدی جنبش سبز می‌باشند، و در تحلیل‌های‌شان، روی نیروی هاشمی و همفکرانش بگونه‌ای خوشبینانه در روند موازنه‌سازی قدرت و تحولاتی که منجر به بازشدن فضای سیاسی و اجتماعی گردد، حساب ویژه‌ای باز کرده‌اند. و اگر چنین گمانه‌زنی‌ای، به یقین، تبدیل شود، شوربختانه این‌دسته از تحلیل‌گران بیش از دیگران مایوس و سرخورده خواهند شد، اما درعین حال از منظر ملت آزادیخواه، خوشبختانه چیزی تغییر نکرده و انتظار می‌رود که چشمانش بیش از گذشته بر روی معادلات پیچیده سیاسی بازتر گشته و دوراندیشانه‌تراز پیش برنامه‌های مبارزاتی خود برعلیه خودکامه و خودکامگی را بمورد اجرا گذارد. سه نشانه‌ برجسته‌تر که حاکی ازحسنه شدن این ارتباط است و به ما چشمک می‌زند را می‌توان چنین برشمرد

نشانه ۱ - خامنه‌ای پیرامون وقایع دو هفته اخیر داخل کشور، بگونه‌ای خارج از عرف سخنرانی‌های او، کاملا سکوت کرده است

نشانه ۲ - خبرها و عکس‌های انتشار یافته دیروز و امروز در نشریه‌ها و سایت‌های حکومتی، بطور شک‌برانگیزی آشکارنموده، مراسم دست‌بوسی خامنه‌ای بمناسبت میلاد پیغمبراسلام در روز دوشنبه ۲ اسفند ماه و درست یکروز پس ازسرکوب و دستگیری شدید ملت معترض و مخالف حکومت در سرتاسر ایران، و نیز کشته شدن حداقل یک تن از دانشجویان سلحشور و آزادیخواه در شیراز، با حضور هاشمی رفسنجانی، ناطق نوری وحسن روحانی (هر سه کسانی هستند که بیش و کم به دلیل اعتراض به عملکرد آن بخش از حکومت که احمدی‌نژاد را با تقلب بر صندلی ریاست جمهوری دوره دهم نشاند، سعی می‌کردند که در این‌دست مراسم فرمایشی رهبر شرکت نجویند) برگزار شده است

نشانه ۳ - میرحسین موسوی و مهدی کروبی و همسرانشان در زیر شدیدترین تدابیر امنیتی و فشارهای حیرت‌آور هماهنگ شده توسط احمد جنتی و حسین شریعتمداری بسر می‌برند و همین آقایان هاشمی رفسنجانی، ناطق نوری وحسن روحانی، آنطور که باید پیگیر رفع حصر نشده‌اند، که اگر چنین بود، خوش و خرم در کنار رهبر لم نمی‌دادند و نتیجه‌ای دیگر حاصل می‌شد

***

  اما از آنجاکه طرف اصلی حکومت، ملت است، بی مناسبت نیست فضای به‌ظاهرآشتی‌کنان این‌دویعنی خامنه‌ای و رفسنجانی، مورد سناریوپردازی‌های محتمل قرار گیرد، باشد تا ملت با در دست داشتن تحلیل‌های روشنگرانه، نقشه راه آینده خود را بدون اتکا به نیروهای غیر قابل اتکا و با ارزیابی امکانات و محدودیت‌های نیروهای قابل اعتماد، ترسیم نماید

سناریوی ۱ - آقایان هاشمی رفسنجانی و همفکرانش برای حفظ قدرت، و نجات خود از مخمصه پیش آمده، تغییر موضع داده و دست به معاملات پشت پرده زده‌اند. در اینصورت هاشمی رفسنجانی در پست دهان پرکن، اما بی اختیارریاست مجلس خبرگان باقی خواهد ماند و فضای ضد هاشمی در محافل گروه‌های طرفدار خامنه‌ای تعدیل شده و خانواده وی مصون از هر تعرضی از سوی دارو دسته احمدی‌نژاد، به زندگی روزمره خود ادامه خواهند داد! پیامد این سناریو در پیوند با زندانیان سیاسی و رهبران در حصر خانگی، فشارهای بیشتر خواهد بود و سرکوب معترضان به انتخابات و مخالفان حکومت بیش از پیش و بی‌پرواتر از گذشته شدت می‌گیرد

سناریوی ۲ - آقایان هاشمی رفسنجانی و همفکرانش در مذاکراتی با خامنه‌ای، وی و اتاق فکر کودتا را مجاب کرده‌اند که با توجه به شواهد موجود داخلی و بین‌المللی، در صورت ادامه سرکوب‌ها و بگیرو ببندها، کل نظام جمهوری اسلامی را بباد خواهند داد و همگی در کشتی در حال غرق حکومت اسلامی به زیر آب خواهند رفت. در این حالت مقرر شده است تا راه حل‌هایی از سوی عقلای دو طرف ارائه شود تا مشکل با کمترین آبروریزی برای کل نظام حل گردد. پیامد این سناریو در ارتباط با مسایل پس از انتخابات، بیشتر همسو خواهد بود با راهبردهای خروج از بن‌بست مطرح شده در آخرین نماز جمعه هاشمی رفسنجانی توسط وی

سناریوی ۳ - آقایان هاشمی رفسنجانی و همفکرانش بدون هیچگونه مذاکره‌ای با طرف مقابل و در نتیجه رایزنی‌های میان خود، تغییر تاکتیک داده و فعلا بر آن هستند تا ژست آشتی‌جویانه به خود گرفته تا مناصب و منافع خود را درآینده نزدیک ازدست ندهند و در موقع مقتضی و پس از آرایش مجدد نیروها، دوباره تحرکات سیاسی را برای افزایش قدرت چانه‌زنی در مذاکرات سهم‌خواهی آتی از سر گیرند. در این حالت فشار حاکمیت بر ملت و رهبرانشان در داخل کشورنه تنها کاهش نخواهد یافت که از موضع قدرتمندانه‌تر، افزونتر نیز خواهد گردید

 سناریوی ۴ - هیچ مذاکره‌ای بین طرفین صورت نپذیرفته و آقایان هاشمی رفسنجانی و همفکرانش آنچنان در زیر فشار و تهدید ایادی حکومت قرار گرفته‌اند که ناگزیر از خودنمایی در چنین مراسمی گشته‌اند. این آقایان حتما آگاهند که خونشان در هیچ شرایطی رنگین‌تر از خون آقایان میرحسین موسوی و مهدی کروبی نمی‌باشد واز ایشان انتظارمی‌رود، در برابر مشکلات موجود تحمل‌شان را افزایش داده و تن به خفت و خواری ناشی از همراه نمایاندن خود با خامنه‌ای که پرونده‌ای سیاه نزد ملت دارد ندهند

***

چنانچه هر کدام از پیش‌بینی‌های بالا بمورد اجرا گذاشته شده باشد، در درجه نخست باید روشن شود تا چه حد رهبران در بند در جریان مذاکرات احتمالی پشت پرده قرار دارند (در شرایط حصر خانگی، هیچکس قادر به رصد رفت و آمدهای احتمالی به محل سکونت این عزیزان نیست) و چنانچه ایندو رهبر مخالف را دور زده باشند، حکایت از نادیده انگاشتن نقش برجسته ملت دارد. به باور من هر گونه تفاهم و توافقی بدون حضور نمایندگان ملت - که به روشنی هاشمی و همفکرانش دارای چنین جایگاهی نبوده، نیستند و نخواهند بود - ارزش و اعتباری ندارد و ضمانتی موفقیت‌آمیز برای اجرای آنها به هیچ عنوان پیش‌بینی نمی‌شود. این نکته نیز نباید فراموش شود، که شرایط و موقعیت حکومت از یکسو و مواضع، انتظارات و مطالبات ملت از سوی دیگر کاملا با وضعیت روزهای پس از تقلب در انتخابات متفاوت گشته و ملت در گام اول پیگیر دستگیری و مجازات آمران و عاملان تجاوزها، شکنجه‌ها، قتلها، بازداشتها و اعدامهای فله‌ای بدون محاکمه در دادگاههای با‌صلاحیت‌ هستند و از خون عزیزانشان و هزینه‌هایی که در راه آزادی از آنها ستانده شده است، هرگز در نمی‌گذرند! و در گام‌های سپس‌تر سایر مطالبات، مورد طرح و دادخواست قرار گیرد. روند رخدادها و لحن گفتارها و موضع‌گیری مقاله‌نویسان وابسته به طرفین، طی روزهای پیش‌رو، آنچه که باید بفهمیم را برای‌مان آشکار خواهد ساخت و دیری نخواهد پایید که ماه از پشت ابر سر برون خواهد آورد